مقالات
  رابطه ی سبک های مقابله ای و جو خانوادگی با شادکامی

رابطه ی سبک های مقابله ای و جو خانوادگی با شادکامی [1]

 

نسرین باقری

دکتر حسن احدی

دکتر فرح لطفی کاشانی

چکیده

هدف پژوهش حاضر، رابطه ی سبک های مقابله ای و جو خانوادگی با شادکامی در دانشجویان بود. بدین منظور، 364 دانشجو (183 زن، 181 مرد) به صورت تصادفی چند مرحله­ای انتخاب وبه پرسشنامه های شادکامی آکسفورد و آرگایل 1990، پرسشنامه ی سبک های مقابله­ با استرس کارور 1989 و جوخانوادگی موس و موس 1988 پاسخ دادند. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون گام به گام نشان می دهد بین سبک های مقابله­ای، جو خانوادگی و شادکامی، همبستگی معنا داری وجود دارد. بدین صورت سبک های مقابله ای هیجان مدار و مولفه های مربوط به محیط خانواده(انسجام و سازماندهی) با متغیر شادکامی همبستگی مثبت و بین تعارض و شادکامی همبستگی منفی به دست آمد.

 

واژه های کلیدی: سبک های مقابله ای، جو خانوادگی، شادکامی و دانشجویان


مقدمه

شادی و نشاط یکی از گمشده های انسان معاصر است که امروزه، ذهن روان شناسان و پژوهشگران را به خود جلب کرده و موجب انجام پژوهشهای بسیاری در این باب شده است. گلاسر[2](1965) معتقد است افرادی که شاد نیستند، هویت ناموفقی دارند. انسان ها، تنها زمانی شاد می شوند که علاقمند به روبرو شدن با واقعیت و پذیرفتن مسوولیت باشند و بتوانند در حیطه ی واقعیت، نیازهای اساسی خود راتشخیص داده و آنها را ارضا کنند. پژوهشگران، شادکامی را متشکل از سه بخش می دانند که عبارتند از شناختی، عاطفی و اجتماعی. بخش شناختی؛ یعنی نوع تفکر و پردازشی که منجر به خوشبینی فرد می­شود. بخش عاطفی و هیجانی که همان خلق مثبت و شاد است و بخش اجتماعی که بیانگر گسترش روابط اجتماعی فرد با دیگران و به دنبال آن افزایش حمایت اجتماعی است. برداشت افراد از شادکامی، گاهی مترادف با مفهوم شانس تعبیر می شود؛ به این معنی که یک نیروی خارجی، شخص را هدایت کرده و او را وادار به انجام می­کند (مک ماهون[3] 2006). رجاس[4](2007) شادکامی را به عنوان مجموعه ای از عواطف و نوعی ارزیابی شناختی از زندگی تعریف می کند. وی آن را درجه ای از کیفیت زندگی افراد می داند که به طور کلی مثبت ارزیا یی می شود. افراد شاد، خود را به عنوان دارندگان ویژگی های مثبت
می بینند که به وقایع زندگیشان کنترل دارند. شادکامی، یک مفهوم سلسله مراتبی و چند بعدی است و از اجزا شناختی، عاطفی هیجانی و اجتماعی تشکیل شده است (فیوهرز[5]، 1996؛ کروز[6]، 1998 نقل از هامپتون[7]، 2004). ویلسون[8] 1967به نقل از داینر و لوکاس[9] 2000،فرد شادکام را فردی زنده دل، سالم فرهیخته، برون
­گرا، خوشبین، آزاد از نگرانی، مذهبی، دارای عزت نفس بالا، برخوردار از اخلاق حرفه­ای و تمایلات فروتنی می داند. بروک[10](2003) معتقد است شادکامی، اهمیت عمده ای در زندگی افراد دارد و باعث بالا بردن سطح انگیزه ی افراد در همه ی زمان ها می شود (نقل از یزدانی، 1382). موضوع شادکامی و به طور کلی روان شناسی مثبت نگر، بحث مهمی در روان شناسی معاصر است. با توجه به نقش شادکامی و اثر بخشی آن، روان شناسان مختلف، در سال های آخر قرن بیستم، توجه به احساسات مثبت را در راس قرار داده و از آنجا که شادی یکی از هیجانات اصلی بشر محسوب می شود، هرکس به فراخور دنیای خود آن را تجربه کرده است با این حال، تعریف شادی، به سادگی تجربه ی آن نیست و افلاطون در کتاب جمهوریت خود به سه عنصر در وجود انسان اشاره کرده است که عبارتند از: قوه ی عقل و استدلال، احساسات و امیال. او شادی را مربوط به شرایطی می­داند که بین ان سه عنصر، تعادل و هماهنگی وجود داشته باشد. ارسطو، شادی را تنیدگی معنوی می­داند (آیزینگ، 1375). آرگایل[11](2000) شادکامی را ترکیبی از وجود عاطفه ی مثبت، فقدان عاطفه ی منفی و رضایت از زندگی می شمرد. جان لاک و جرمی بنتام[12]، معتقدند که شادی، مبتنی بر تعداد وقایع لذت بخش در زندگی انسان است (میرشاه جعفری، 1381). امروزه، اعتقاد بر این است که در نظر گرفتن شادکامی و طراحی برنامه­هایی برای شاد بودن، باعث افزایش شادی می­شود و شادکامی محصول سلامت روانی است نه هدف آن (عناصری، 1386).از میان تمام اموری که تحت کنترل انسان است؛ خانواده و روابط اجتماعی، مهمترین عواملی هستند که بر شادکامی افراد تاثیر ­می گذارند. داشتن دوستان صمیمی و شبکه ی خانوادگی قوی، کمک کننده ­های مهمی برای شادکامی و بهزیستی کلی محسوب می شوند. این عوامل احتمالا بزرگترین علت شادکامی و سلامتی است.

در پژوهش لارسن[13] (1990) آزمودنی ها در موقعیت های تصادفی، خلق خود را گزارش داده و میزان شادکامی خود را در زمان هایی که با دوستان یا خانواده بودند درجه­بندی کردند. ریچاردز[14]، سرمایه ی اجتماعی یا همبستگی اجتماعی را به چگونگی شبکه ی روابط اجتماعی، دوستی ها احساس کنترل شخصی و اعتماد اجتماعی می­داند. به عقیده ی او سرمایه ی اجتماعی بیش از سرمایه ی انسانی (سطح تحصیلات، درآمد، موقعیت اجتماعی فرد و...) بر میزان شادکامی افراد جامعه تاثیر دارد. به نظر پوتنام[15] و دیگران، «سرمایه ی اجتماعی» عبارتست از ارتباطاتی که بین مردم وجود دارد، به طوری که محل زندگی آنها را از نظر روابط غنی می­سازد. همچنین آنها معتقدند که سرمایه ی اجتماعی، در واقع یک پیش­بینی کننده ی قوی برای تعیین میزان شادکامی افراد و کیفیت زندگی اجتماعی است. بنابراین، برای افزایش سطح شادکامی مردم، سرمایه­گذاری در سرمایه ی اجتماعی، بسیار ارزشمندتر از سرمایه­گذاری­های اقتصادی است (میرشاه جعفری، 1381). فشار روانی و سبک مقابله با آن در دوره ی نوجوانی که به دوره ی عبور از کودکی به بزرگسالی و مقابله با چالش ها تعریف شده است با سلامت روانی، ارتباط داشته و از اهمیت ویژه­ای برخوردار است (لاهمان و جاردیس[16]، 2000). مقابله، به معنی به کار بردن راهبردهای رفتاری- شناختی برای کاهش استرس و گسترش مهارت های دفاعی است (رپتی[17]؛ 1999 نقل از یزدانی، 2003). پژوهش های مرتبط با مقابله و شادکامی نشان می دهد که افراد شادکام، افکار و رفتارهایی دارند که سازگار و کمک کننده است، آنها با دیدگاهی روشن به امور می­نگرند، دعا و عبادت می کنند، به طور مستقیم به حل مساله ی خود می­پردازند و به موقع از دیگران کمک می­خواهند. از طرف دیگر افراد غیر شاد، بدبینانه فکر و عمل می کنند، در خیالات خود فرو می روند، خود و دیگران را سرزنش می­کنند و از کار کردن برای حل مشکلات، اجتناب می­کنند (داینر و دیگران، 1997 نقل از آرگایل، 2001). یکی از سبک های مقابله­ای موثر بر شادکامی، به عنوان حمایت کننده ی عاطفی و وسیله­ای برای تفسیر مثبت رویدادهای زندگی، نگرش دینی و سبک مقابله­ای دینی است. افراد با گرایش دینی و اعتقاد به این که در جهان، هدف نهایی وجود دارد می­توانند شادکامی خود را افزایش دهند (داینر و دیگران، 2000). این افراد، شیوه ی مقابله ی مساله­مدار که یکی از ویژگی های سبک مقابله­ای کارآمد است را مورد استفاده قرار می­دهند. این شیوه، یکی از موثرترین شیوه­های مقابله­ای است (بیلینگز و موس[18] 1984 نقل از آقا یوسفی، 1380). به طور کلی، نظریه­پردازان راه رسیدن به شادکامی و خوشبختی روان شناختی را در پرتو توجه به ارزشها و هدف­های معنوی، نیازهای بنیادی، معنی­دار بودن و هدفمندی زندگی، عشق و علایق دینی و الهی می­دانند (رایس[19]، 2001، راین و دسی[20]،2000). معمولا، کیفیت زندگی به شکل آشکار یا ضمنی در نقطه ی مقابل کمّیت قرار می­گیرد که منظور از آن، سال های عمر است و ممکن است عالی، رضایت آمیز و لذت بخش باشد یا نباشد (فریش[21]، 2006). همچنین، با اشاره به «علم شادکامی»،روان­شناسی مثبت تلاش می­کند تا بر اساس شواهد، به تعیین موارد موثر در ارتقا سلامت ذهن و کیفیت زندگی بپردازد. این حرکت نباید با روان ­شناسی عامیانه اشتباه گرفته شود زیرا اساس و پایه ی علمی ندارد (پایل[22]، 2005) دلایل مهمی در درمان خانواده وجود دارد که بر اهمیت روان شناسی مثبت تاکید می کند، اول اینکه افرادی که شادترند، سالم ترند و عمر طولانی­تری دارند. داده­های به دست آمده از مطالعه ی راهبه­ها نشان می­دهد که راهبه­های شاد، در اوایل جوانی، حدود 9/6 سال، طولانی­تر از راهبه­های ناشاد زندگی کرده­اند (داینر، سنودون و فریزن[23]، 2001 نقل از پایل 2005).

 همچنین، در تحلیلی که از داده های به دست آمده از دانش­آموزان مذکر دانشگاه هاروارد به عمل آمده مشخص شد مثبت گراها، در امراض و بیماری ها، کمتر از منفی­گرا گرفتار می شوند؛ دوم اینکه منافع دیگری در ارتباط با احساسات مثبت از جمله انعطاف­پذیری شناختی، خلاقیت و حتی کنترل خود وجود دارد (فریدریکسون[24]، 2003 و اسچیمچل[25]، 2004). در یک مطالعه ی تجربی از تحلیل تصمیم­گیری پزشکانی که به آنها احساسات مثبت القا شده بود، برآورد شد که آنها به تشخیص های درست تری دست یافته اند. این مطالعه چنین نتیجه می دهد که پزشکان، زمانی که خلقشان مثبت است، به طور بالقوه تصمیم­ های تشخیصی بهتری می­گیرند؛ دیگر آنکه گرچه تاکنون مشخص نشده که آیا مداخله در جهت افزایش شادکامی به کاهش بیماری ذهنی می­پردازد یا خیر، اما این مساله به صورت بالقوه وجود دارد (کیس و لوپز[26]، 2002، نقل ز پایل 2005). سلیگمن و دیگران، شواهدی به دست آورده­اند که نشان می دهد یک برنامه با هدف افزایش قدردانی، با شادکامی بیشتر و کاهش افسردگی توام بوده است (سلیگمن، 2004). (گابل، ریس، ایمپت و آشر[27]، 2004). در ارتباط با رضایت از زندگی و شادکامی، مایرز[28] و دیگران (2000) از مطالعات بدست ­آمده ی خود در هلند 40% مردم خود را بسیار شاد ارزیابی می کنند در حالی که کمتر از 10% مردم پرتقال، چنین نظری دارند. مردم اروپا در مقایسه با مردم امریکا، در مجموع خود را ناشادتر ارزیابی
می کنند اما رویهم رفته نسبت به زندگی، نظر مثبت دارند و 80% مردم از زندگی خود بسیار مسرور یا نسبتا مسرورند. آدلر و فالگی[29](2005) معتقدند سپاسگزار بودن، شادکامی و رضایت از زندگی را افزایش می
­دهد. همچنین آنها دریافتند که سپاسگزاری با رضایت از زندگی، عاطفه ی مثبت و عاطفه ی منفی رابطه دارد. حتی بعد از اینکه اثرات خوش­بینی، معنویت و خودآگاهی هیجانی کنترل شد، سپاسگزاری با رضایت از زندگی و عاطفه ی مثبت رابطه ی معناداری نشان داد. مک کالوگ، هیوبنر و لاگین[30](2000) در مطالعه­ای روی 92 دانش­آموز دبیرستانی، بین خودپندارهای کلی، رویدادهای زندگی و شادکامی، رابطه ی معناداری مشاهده کرد. نتایج این پژوهش نشان داد که رویدادهای زندگی به طور معناداری بر عاطفه ی مثبت، عاطفه ی منفی و رضایت از زندگی تاثیر دارد. همچنین خوش­بینی، با مقیاس­های شادکامی، مثل رضایت از زندگی، عاطفه ی مثبت و منفی رابطه دارد (از کشاورز، 1387). پژوهش هیلز و آرگایل[31] (2001) نشان داد بین خوش­بینی و شادکامی، همبستگی را وجود دارد. در پژوهش یزدانی (1382) مشخص شد بین نگرش دینی، سبک مقابله ای (کارآمد، ناکارآمد) با شادکامی در دختران و پسران رابطه ای مثبت و بین شادکامی و سبک های مقابله­ای نابارور، رابطه ی معنا­دار منفی وجود دارد. همچنین، بین شادکامی و سبک ­های مقابله­ای بارور و شادکامی با راهبرد حمایت معنوی رابطه ی مثبت معنا­دار به دست آمده است. لذا این پژوهش، به دنبال شناسایی ارتباط بین سبک های مقابله ای و جوخانوادگی با شادکامی است.

روش

جامعه ی مورد مطالعه ی این پژوهش، شامل تمامی دانشجویان دانشگاه اصفهان واحد علوم و تحقیقات دردوره ای کارشناسی و کارشناسی ارشد است که در سال تحصیلی 89- 88 مشغول به تحصیل بودند. که از این جامعه، 364 نفر (181مرد و 183 زن) به شیوه ی تصادفی چند مرحله ای انتخاب و مورد آزمون قرار گرفتند.

پرسشنامه شادکامی آکسفورد[32] این مقیاس که توسط آرگایل و لو[33](1990) تهیه شده است، دارای 29 ماده است. عتبار و روایی این پرسشنامه در تحقیقات متعددی مورد بررسی قرار گرفته است. به عنوان مثال، آرگایل و لو (1990) اعتبار این پرسشنامه را با استفاده از روش آلفای کرونباخ در مورد 347 آزمودنی، معادل 90/0 محاسبه کرده­اند. همچنین، علی­پور و نوربالا، 1999) نیز ضریب اعتبار آن را با استفاده از روش آلفای کرونباخ روی 132 نفر نمونه ایرانی معادل 93/0 بدست آورده اند.

پرسشنامه ی جو خانواده[34] : این مقیاس، از 90 عبارت و 10 خرده مقیاس تشکیل شده است. این خرده مقیاس­ها ادراک اشخاص را در مورد ویژگی­های اجتماعی- محیطی خانواده­ هایشان مورد ارزیابی قرار می­دهد. در پژوهشهای انجام شده روی گروه آمریکایی، پایایی بازآزمایی خرده مقیاسهای این پرسشنامه، با فاصله­های زمانی 2، 4 و 12 ماه، دامنه­ای از 52/0 تا 91/0 دارا بوده است (موس و موس، 1988). در ایران، هنجاریابی مقیاس جو خانواده توسط ملاشریفی و خشور و دیگران( 1384) صورت گرفته و روایی آزمون در دو سنجش روایی محتوا و روایی تشخیص محاسبه شده است. برای بررسی روایی محتوا ترجمه ی این مقیاس در اختیار سه نفر از اساتید و متخصصین قرار گرفت و ضریب آلفا برای هریک از خرده مقیاس­ها به طور جداگانه محاسبه و میانگین ضرایب خرده مقیاس­های ده­گانه برابر، 62/0 به دست آمد. همچنین، ضریب آلفای بدست آمده در خرده مقیاس انسجام، 790/0 بیانگری، 733/0؛ تعارض، 699/0؛ استقلال 766/0؛ پیشرفت­مدار، 698/0؛ منطقی- فرهنگی­مدار، 719/0؛ تفریحی ­مدار، 527/0؛ اخلاقی- مذهبی ­مدار، 729/0؛ سازماندهی، 742/0 و کنترل، 559/0 است. در نهایت این که معتبرترین خرده مقیاس، انسجام با آلفای 78/0 و کمترین آلفا برای مقیاس کنترل حدود 56/0 محاسبه شده است (ملاشریفی و دیگران 1384).

پرسشنامه ی سبک های مقابله با استرس: این پرسشنامه، توسط کارور[35] و دیگران به صورت متن کوتاه مورد استفاده قرار می گیرد و سه موقعیت گسترده ی کنارآمدن را اندازه گیری می کند. سبک مقابله ی مساله مدار، سبک مقابله ی هیجان مدار و سبک مقابله ی اجتنابی. سوالات، در 3 زیر مقیاس و هر مقیاس در 10 سوال گروه بندی شده اند. هر سوال در چهار درجه مقیاس لیکرت پاسخ داده شده است که از معمولا به هیچ وجه انجام نمی دهد تا معمولا بسیار زیاد انجام می دهد طبقه بندی شده است. هماهنگی درونی هر مقیاس، با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه شده است. برای سبک مقابله ی مساله مدار، 78/0؛ برای سبک مقابله هیجان مدار، 76/0 و برای سبک مقابله ی اجتنابی، 77/0 برآورد شده اند. سبک مقابله ی مساله مدار و هیجان مدار با یکدیگر همبستگی دارند (64/0 = r) اما هیچکدام از این دو با سبک مقابله ی اجتنابی همبستگی معنا داری ندارند 16/0 = r. در این پژوهش ضریب آلفا این متغیر بر نمونه مورد مطالعه جداگانه 65/0 محاسبه شد (فرخزاد، 2007).

یافته ها


جدول: خلاصه ماتریس همبستگی بین متغیرهای مورد مطالعه(364=N )

 

متغیر ها

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

مساله مدار

-

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هیجان مدار

335/0

-

 

 

 

 

 

 

 

 

اجتنابی

178/0

065/0-

-

 

 

 

 

 

 

 

انسجام

205/0

205/0

122/0

-

 

 

 

 

 

 

بیانگری

158/0

154/0

164/0

366/0

-

 

 

 

 

 

تعارض

035/0

093/0-

153/0

028/0

100/0

-

 

 

 

 

استقلال

169/0

083/0

171/0

297/0

241/0

277/0

-

 

 

 

پیشرفت مدار

209/0

119/0

146/0

331/0

319/0

146/0

347/0

-

 

 

منطقی-فرهنگی

055/0

036/0

168/0

284/0

232/0

105/0

147/0

410/0

-

 

پر تکاپو- تفریحی

070/0

030/0

074/0

085/0

208/0

201/0

263/0

174/0

170/0

-

اخلاقی - مذهبی

023/0-

044/0-

139/0

142/0

163/0

278/0

283/0

167/0

124/0

172/0

سازماندهی

241/0

078/0

146/0

513/0

216/0

116/0

267/0

341/0

235/0

043/0-

کنترل

212/0

056/0

154/0

354/0

327/0

238/0

366/0

350/0

247/0

198/0

شادکامی

205/0

383/0

023/0

311/0

077/0

257/0-

046/0

181/0

146/0

109/0

 

ادامه ماتریس همبستگی

 

متغیرها

11

12

13

14

اخلاقی- مذهبی

-

 

 

 

سازماندهی

115/0

-

 

 

کنترل

259/0

297/0

-

 

شادکامی

096/0-

295/0

033/0

-

 


جدول1: خلاصه ی شاخص های آماری مربوط به نمره های آزمودنی ها در متغیرهای مورد مطالعه(364=N)

متغیرها

میانگین

انحراف معیار

کجی

کشیدگی

دامنه

مساله مدار

23/35

282/4

436/0-

278/1

31

هیجان مدار

24/38

477/4

433/0-

615/0

27

اجتنابی

15/28

598/4

226/0

040/0

26

انسجام

86/29

756/3

172/0-

467/0

24

بیانگری

37/29

180/3

099/0

888/0

23

تعارض

28/23

443/3

701/0

113/2

28

استقلال

72/27

28/3

323/0

373/0

18

پیشرفت مداری

10/29

476/3

092/0

202/0

19

منطقی فرهنگی

64/24

753/3

142/0-

397/0

25

پرتکاپو- تفریحی

98/27

215/3

049/0

426/0

22

اخلاقی مذهبی

25/26

868/2

137/0

817/0

21

سازماندهی

45/28

954/3

263/0-

213/0

26

کنترل

49/27

279/3

360/0

772/0

20

محیط خانواده(نمره کل)

45/271

454/18

652/0

026/2

139

شادکامی

57/98

371/13

414/0-

624/0

86

 

براساس اطلاعات جدول بالا درخصوص توزیع نمره های آزمودنی های مورد مطالعه در متغیرهای مورد مطالعه سبک های مقابله ای (مساله مدار، هیجان مدار و اجتنابی)، محیط خانواده (انسجام، بیانگری، استقلال، تعارض، پیشرفت مداری، منطقی- فرهنگی، پرتکاپو- تفریحی، اخلاقی- مذهبی، سازماندهی و کنترل) به عنوان متغیرهای پیش بین و شادکامی به عنوان متغیر ملاک شاخص های مختلف توصیفی اعم از میانگین، انحراف معیار، شاخص های کجی و کشیدگی و دامنه آن ها نشان می دهد که توزیع نمره های گروه نمونه نزدیک به توزیع نرمال است. گذشته از این رو، با توجه به این شاخص های به دست آمده و نظر به این که مقیاسهای اندازه گیری متغیرهای پیش بین و ملاک از نوع فاصله ای و در نتیجه داده های جمع آوری شده از نوع کمی هستند می توان به منظور آزمون فرضیه های تحقیق می توان از آزمون های پارامتری استفاده کرد

بر اساس مدل رگرسیون، به منظور شناسایی و تعیین سهم هر کدام از متغیر های پیش بین (مستقل) در پیش بینی متغیر ملاک (وابسته)، ترکیب خطی متغیر های پیش بین، برای پیش بینی متغیر وابسته به کار رفته است که شرح تفصیلی محاسبات آماری آن در زیر ارایه شده است.

جدول 2: خلاصه ی تحلیل رگرسیون برای پیش بینی شادکامی بر اساس متغیرهای سبک های مقابله ای و محیط خانواده پس از حذف متغیرهایی که سطح معنی داری قابل قبولی نداشتند

پیش بینی کننده ها

ضرایب استاندارد نشده

متغیر وابسته: شادکامی

ضرایب استاندارد شده

T

sig

عدد ثابت

100/48

-

707/5

001/0

هیجان مداری

954/0

319/0

909/6

001/0

سازماندهی

566/0

167/0

164/3

002/0

تعارض

729/0-

204/0-

476/4-

001/0

انسجام

546/0

154/0

866/2

004/0

521/33= F ؛ 264/0 =  تعدیل شده ؛ 272/0=  ؛ 521/0=R

معنی دار در سطح 01/0

 

همان طور که در جدول بالا مشاهده می شود، طبق مناسب ترین مدل به دست آمده از تحلیل رگرسیون گام به گام پس از حذف متغیرهای سبک های مقابله ای مساله مدار و اجتنابی و متغیرهای محیط خانواده (بیانگری، استقلال، پیشرفت مداری، منطقی- فرهنگی، پرتکاپو- تفریحی، اخلاقی- مذهبی و کنترل) که همبستگی معنا داری با شادکامی نداشتند، مقدار  (272/0) بدین معنی است که 27 درصد از واریانس متغیر شادکامی توسط 1 متغیر سبک مقابله ای هیجان مدار و 3 متغیر مربوط به محیط خانواده (انسجام، تعارض و سازماندهی) تبیین می شود؛ به عبارت دیگر، 27 درصد از پراکندگی مشاهده شده در متغیر شادکامی، توسط این 4 مولفه توجیه می شود و مقدار R مشاهده شده (521/0) نیز نشان دهنده ی آن است که مدل رگرسیون خطی حاضر، به خوبی می تواند برای پیش بینی استفاده شود. علاوه بر این، نسبت F محاسبه شده (521/33) معنادار است. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که سبک های مقابله ای هیجان مدار و مولفه های مربوط به محیط خانواده (انسجام، تعارض و سازماندهی) با متغیر شادکامی، همبستگی معنا داری دارد. با توجه به علامت ضرایب به دست آمده و با مراجعه به آماره ی t و سطوح معناداری، می توان نتیجه گرفت که همبستگی به دست آمده بین مولفه های تعارض و شادکامی منفی است اما متغیرهای دیگر یعنی سبک مقابله ای هیجان مدار، انسجام و سازماندهی مثبت است. در نهایت، با توجه به این توضیحات و ضرایب به دست آمده می توان معادله ی رگرسیون را بر اساس ضرایب رگرسیون استاندارد شده (ستون بتا) به صورت زیر تدوین کرد:

(سازماندهی) 0/102(تعارض) 204/0- (انسجام) 167/0 (هیجان مداری) 319/0 100/48 = Y( شادکامی)

 

 

بحث

نتایج پژوهش حاضر، نشان می دهد بین سبک های مقابله ای هیجان مدار و مولفه های مربوط به محیط خانواده (انسجام، تعارض و سازماندهی) با متغیر شادکامی همبستگی معنا دار وجود دارد. البته، با توجه به علامت ضرایب به دست آمده و با مراجعه به آماره ی t و سطوح معناداری، می توان قضاوت کرد که همبستگی به دست آمده بین مولفه های تعارض و شادکامی منفی است، اما متغیرهای دیگر یعنی سبک مقابله ای هیجان مدار، انسجام و سازماندهی مثبت است.

در مورد سبک مقابله­ای با شادکامی، یافته­های پژوهش حاضر با عقاید و یافته­های پژوهش­های داینر و دیگران (2000) ریچاردز و گروس (2000) آرگایل و مارتین و لو (1995) لاهمان و یارویس (2000) پارگامنت (1997) یزدانی (1382) همخوان است. همانطور که پژوهش ها نشان داده است، هیچکدام از روش های مقابله، به خودی خود و بدون در نظر گرفتن موقعیت   نمیتواند سبک برتر لقب بگیرد، از این رو همه ی سبک های مقابله ای میتوانند مفید و مناسب باشند. آنچه که حایز اهمیت است استفاده از سبک مقابلهای خاص با پیامدی همراه آن است. استفاده از سبک مقابلهای مناسب با تغییر خود فرد یا با تغییر موقعیت و یا انفصال فرد از موقعیت همراه است و میتواند با کمک به فرد در مواجهه با مشکلات، موجبات رضایت فرد را فراهم کند. سبک مقابله ی مساله مدار، با حل مساله، احساس موفقیت و به تبع آن احساس شادی را افزایش میدهد؛ به عبارت دیگر ممکن است احساس موفقیت، واسطه ی بین سبک مقابله ی مساله مدار و شادی باشد. از سوی دیگر، سبک مقابله ی هیجان مدار نیز با شادی رابطه ی مثبت دارد. این سبک مقابله نیز با کاهش هیجانات منفی و ایجاد آرامش، شادی را افزایش میدهد؛ به عنوان مثال، تمرینات آرامسازی، میتواند با کاهش تنش و اضطراب، احساس رهایی و آرامش در پی آن شادکامی را افزایش دهد. در ارتباط بین انسجام، رضایت از زندگی و کیفیت زندگی با شادکامی، پژوهش حاضر با یافته­های پژوهش­های فریش (2006) پاور (2003) داینر (2000) آدلر و فالگی (2005) کشاورز (1387) همخوان است. رضایت از زندگی و کیفیت زندگی بیانگر مفاهیمی است که شادی را نیز شامل میشود؛ به عبارت دیگر، مفهوم رضایت و خشنودی و نیز کیفیت (از دیدگاه فرد) با مفهوم شادکامی پیوند نزدیکی دارد؛ رضایت بیشتر و کیفیت بالاتر؛ یعنی شادی بیشتر. به دلیل ارتباط مفهومی نزدیک بین این متغیرها، دور از انتظار نیست که متغیرهای مذکور با هم رابطه داشته باشند. همچنین در ارتباط با تعارض و شادکامی که در یافته­ ی حاضر نشانگر همبستگی منفی است، با یافته­های فارنهام و چنج (1997) کارین، آلبرکستن (2003) همسو به نظر می رسد. تعارض، مفهومی است که بیانگر ناسازگاری درونی است و یکی از منابع فشار روانی یا استرس معرفی شده است. درواقع افزایش تعارض با افزایش فشار روانی همراه است و افزایش فشار روانی ی کاهش شادکامی را به دنبال خواهد داشت.

محدودیت ها

1-    متغیرهای موثر دیگری مانند رضایت شغلی، وضعیت اقتصادی و تاهل که در شادکامی افراد اثر گذار است، به علت زیاد بودن متغیرهای پیش­بین؛ در این پژوهش مورد بررسی قرار نگرفته است و این امکان وجود دارد که با وارد کردن سایر متغیرهای اثرگذار در سنجش شادکامی می­توان با اطمینان بیشتری در مورد عوامل فوق، قضاوت کرد.

2-       از آنجایی که اجرای این پژوهش فقط، جمعیت دانشگاهی صورت گرفته است، نتیجه ی آن قابل تعمیم به سایر سطوح اجتماعی نیست.

3-    اجرای این پژوهش در یک واحد دانشگاهی مثل واحد علوم و تحقیقات صورت گرفته است و با وجود اینکه رعایت تمام جوانب را در نمونه­گیری صورت گرفته است باز در تعمیم­پذیری آن به دیگر واحدها و افراد دیگر باید جانب احتیاط را رعایت کرد.

پیشنهادات

1.    بررسی تاثیر متغیرهایی چون رضایت شغلی، رضایت زندگی زناشویی، هوش هیجانی و دیگر متغیرها بر شادکامی.

2.    اجرای این آزمون روی سطوح مختلف اجتماعی.

3. بهتر است پژوهشگران بعدی تکرار این پژوهش را در مناطق و واحدهای دیگر انجام دهند تا بتوان تعمیم پذیری آن نسبت به جامعه ایرانی قابل ملموس باشد.


منابع

- آقا یوسفی، ع. (1380). نقش عوامل شخصییتی بر راهبرهای مقابله ای، رساله دکتری، دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی.

- آیزینگ، مایکلف. (1375). روان شناسی شادی، ترجمه محمد فیروز بخت و خلیل بیگی، تهران، بدر.

- علی پور،احمد و احمد علی نور بالا،(1378). بررسی مقدماتی پایایی و روایی پرسشنامه شادکامی آکسفورد در دانشجویان دانشگاههای تهران،فصلنامه اندیشه و رفتار،سال پنجم،1و2.

- عناصری، مهریار(1386). رابطه شادکامی و سلامت روان. فصلنامه اندیشه و رفتار،سماره6، 75-84.

- کشاورز،امیر؛مولوی،حسین؛کلانتری،مهرداد(1387). رابطه بین سر زندگی و ویژگیهای جمعییت شناختی با شادکامی در مردم شهر اصفهان،مجله مطالعات روان شناختی،دوره 4،شماره 4.

- ملاشریفی،شیدا؛ وخشور،حسن؛ سلیمی زاده،کاظم(1384). هنجاریابی مقیاس جو خانواده برای برای خانواده ایرانی ساکن تهران، فصلنامه خانواده پژوهی شماره 3. 268-255.

- میر شاه جعفری،ابراهیم(1381). شادکامی و عوامل موثر بر آن،تازه های علوم شناختی،سال 4،شماره 3.

- یزدانی، فضل الله، آزاد،حسین، (1382). بررسی رابطه بین نگرش دینی،سبک مقابله ای و شادکامی در دختران و پسران دبیرستان اصفهان در سال تحصیلی 82-81،مجله دانش و پژوهش در علوم تربیتی.

 

- Adler, M.g.& Fagley, N.S.(2005). Appreciation: Indiridal differences difinding waloe and meaningas a uni que predictor of subjective well- being. Journal of personality , 73, 412-425.

- Argyle.M. (2001). The Psychology of happiness Great Britain: Routledge

- Diener, E., & Lucas, R. E. (2000). Subjective well-being running Head: Emotional well-being. Chapter in M.Lewis & J. M. Haviland (Eds). (2000) handbook of Emotions (2nd.Ed.). NewYork: Guilford. PP. 325-337.

- Farokhzad, Pegah (2007). A Cross Cultural of adolescents’ stress and coping in relation to personality, family environment and happiness orientations panjab university, chandigarh,India.

- Frisch, M. B. (2006). Quality of life therapy, applying a life Satis Faction approach to Possittive Psychology and Cognitive therapy.

- Fredrickson BL.(2003). What good are positive emotions? Review of General psychology. 2, 300-319.

- Hampton.N.(2004). subjective well – being among People with spinal cord injuries: Therole self – efficacy , Perceived social support , and pereived health , Rehabilitation Counseling Bulletin/ 1PP. 31-37.

- Hills,P,& Argyle,M.(2001). Happiness, introversion extraversion and happy introvert. Personality and Individual Differences, 30. 595-608.

- LOHMAN,B.j.j ARVIS,P.A(2000). Adolescent stressors, copingstrategies, and psychological Health stodiedin the family context. Journal of youth and Adolescence vol.29 NO 1.10-43.

- McMahon. D.M,(2006). Happiness-a history,newyork,Atlantic Monthly.

- Myers, D.G (2000). The Funds, Friends, and faithof happy people, American psychologist,55.56-57.

- Paul ,J. Hershberger.(2005). Prescribing Happiness: positive psychology and family Medicine(630-634).

- Power, Mick. (2003). Development of acommon Instrument for quality of life. University Hospital of Edinburgh, United Kingdom.

- Gable SL, Reis HI, Impett E A,Asher ER(2004).What do you do When things go right ? The intrapersonal and intersonal benefits of sharing positive events,J Pers Soc Psychol; 87, 228-45.

- Glasser, W. (1965). Reality therapy: The new approachto psychotherapy. Newyork.

- Reiss,s.(2001). Secrets of happiness psychology today.3. 50-55.

- Rojas,m. (2007). Heterogeneity in the relationship between income and happiness A conceptual – referent – therapy explanation. Journal of Economic Psychology. Volum 28. Pages 1-14.

- Ryan, R.M,& Deci, E.L(2000). The " what" and "why" of goal Pursuits: human needs and the self – determination of behavior. Psychological inquriry, 11,227-268.

- Schimmel.j.(2004). Development as happiness and UNDPs analysis of poverty, wealth and development journal of happiness studies,11,25-111.

- Seligman. MEP.(2004). Postive intervention: more evidence of effectiveness Authentic Happiness Newsletter,. WWW. Authenticc happiness.org/news /news10.html.




دانشجوی دکتری واحد علوم و تحقیقات تهران و عضو هیات علمی دانشگاه اصفهان واحد رودهن    

استاد دانشگاه علامه طباطبایی

دانشیار دانشگاه اصفهان واحد رودهن و عضو هیات علمی مرکز تحقیقات سرطان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

[2]. Glasser

[3]. Mc Mahan

[4]. Pothnam    

[5]. Fuhreres       

[6]. Krause          

[7]. Hampton      

[8]. Willson        

[9]. Diener&Lucas

[10]. Brouk           

[11]. Argyle         

[12]. Luk&Bentam

[13]. Larsen

[14]. Richards          

[15]. Pothnam    

[16]. Lohman&Jrvis

[17]. Repetti        

[18]. billings&Moos

[19]. Reiss,s   

[20]. Ryne&Deci

[21]. Frisch        

[22]. Paul          

[23]. Snowdon&Friesen

[24]. Fredrickson                 

[25]. Schamichel                 

[26]. Keyes & Lopez

[27]. Gable&Reiss&Impett&Asher

[28]. Myers                         

[29]. Adler & Falgey 

[30]. Huebner&Laughin

[31]. Hills & Argyle 

[32]. Oxford Happiness Inventory            

[33]. Argyel & Lu            

[34]. Family Environment Inventory        

[35]. Carver